هورامان /هه یشوور

قه له م

قه ڵه م 

ته نیا قه ڵه ما ده رده ما وه رۆ

ژیوایی ما مازۆ خه میما وه رۆ

وه سێن حه تا که ی من و تۆ که رمێ

جیاێ کاوه ترا خووگ لینێ که رمێ

هۆر گیره قه ڵه م به هورامیانه

چوون سه یدی. ئاسا   بێسارانیانه

سه رکه لێ گیره .تن  قیرنه هه نا

هورامان زیننه ن تا رۆ ێ  هه نا

شانازی که روو  هورامانینا

په روه رده وو  خاکوو  هورامانینا

خیاڵ


برچسب‌ها: شعرهورامی, هورامان, مناظر, روستای دل, هیشوور

[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 20 ] [ حسین خورا ]

[ ]

وینه ی وه لاتیما۰ مناظر زیبا )

[ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 ] [ 20 ] [ حسین خورا ]

[ ]

چننه دانی وینی زه ریفی( مناظر زیبا)

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 22 ] [ حسین خورا ]

[ ]

گفتگوی مرد روحانی با خدا

با تشکر از آقای تیمور ایرانمنش برای ارسال این متن بسیار زیبا.

يک مرد روحاني، روزي با خداوند مکالمه‌اي داشت: خداوندا! دوست دارم

بدانم بهشت و جهنم چه شکلي هستند؟

خداوند آن مرد روحاني را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از آنها را باز کرد؛

مرد نگاهي به داخل انداخت. درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجو

د داشت که روي آن يک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد.!

افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند. به

نظر قحطي زده مي‌آمدند. آنها در دست خود قاشق‌هايي با دسته بسيار

بلند داشتند که اين دسته‌ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام

از آنها به راحتي مي‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا

قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جايي که اين دسته‌ها از بازوهايشان بلندتر

بود، نمي‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند…

مرد روحاني با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد. خداوند گفت: تو جهنم را ديدي!

آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقيقا مثل اتاق

قبلي بود. يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن، که دهان مرد را آب انداخت!

افراد دور ميز، مثل جاي قبل همان قاشق‌هاي دسته بلند را داشتند، ولي

به اندازه کافي قوي و تپل بوده، مي‌گفتند و مي‌خنديدند. مرد روحاني گفت: نمي‌فهمم!

خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتياج به يک مهارت دارد! مي‌بيني؟

اينها ياد گرفته‌اند که به همديگر غذا بدهند، در حالي که آدم‌هاي طمع کار تنها به خودشان فکر مي‌کنند!

 

[ چهارشنبه یکم بهمن 1393 ] [ 15 ] [ حسین خورا ]

[ ]